اشعار زیبا |
میلاد با سعادت موالاالموحدین امیرمومنان علی بن ابیطالب (ع)
بر تمام شیعیان جهان مبارک باد
تو با نیشت دلــم را ریش کردی
در این بازی دلم را کیش کردی
بیفکندی تو بــــــذر عشق در آن
زمین قلب من را خیش کـــردی
زدی شخمی و پــروردی دلم را
ولیکن نـاز و غمـزه پیش کردی
کم نامه ی خاموش برایم بفرست
از حــــرف پرم گوش برایم بفرست
دارم خفه می شوم از این تنهایی
لطفا کمی آغـــوش برایم بفرست
تا كه نام تو شنيدم
از ته كوچه سراسيمه دويدم
خنده بر لب به سر كوچه رسيدم
رخ زيباي تو ديدم
شوق ديدار تو دل برد ز دستم
همه دانند كه من عاشق ومجنون تو هستم
عطر تو بر تن آن كوچه روان شد
همه جا مشك فشان شد
مست از بوي دلاويز تو بودم
رو به سوي تو نمودم
تا كه لبخند زدي بر من عاشق
رنگ من زرد شد و رنگ تو شد رنگ شقايق
يادت آمد ، يادم آمد
كه من آن عاشق بي پول و فقيرم
گرچه در عشق تو سالار و اميرم
جان من گر تو بخواهي
پيش پاي تو بميرم
التفاتي به من عاشق بيچاره نكردي
با همه عشق من امّا
درد من چاره نكردي
قطره اي اشك سرازير شد از چشم خيالم
رفت بر باد غرورم
ريخت آري پر و بالم
و دو صد طعنه من از هر كس و ناكس بشنيدم
كه چرا دل به تو دادم
از چه دل در گرو عشق تو اي گوهر ناياب نهادم
خسته و زار و پريشان
من بيچاره به يك گوشه نشستم
عهد وپيمان چو شكستي
بي صدا در خودم آن لحظه شكستم
دل از اميد وصال تو بريدم
خير از عمر نبيني كه من از عمر نديدم
اي جفا پيشه! دل از عشق تو خون شد
آه سوزان من از سينه برون شد
راهي دشت جنون شد
اين رقيبان من ، آنان كه خريدار تو بودند
آخرالامر تو را از من بيچاره ربودند
پيش چشمان من امّا
لب خندان تو را غرقه ي در بوسه نمودند
وسط كوچه تو را سخت در آغوش كشيدند
خير از عمر نبينند
با دو صد حسرت و صد آه
من روان گشتم و ناگاه
مادرم بود كه مي گفت سر كوچه چه ديدي؟
چند كيلو تو خريدي؟
و نداني به چه دردي و چه رنجي با تملّق و دو رنگي
گفتمش سخت گران بود قيمت گوجه فرنگي
اهل دانشگاهم
رشته ام علافيست
جيبهايم خالي ست
پدري دارم حسرتش يك شب خواب!
دوستاني همه از دم ناباب و خدايي كه مرا كرده جواب.
اهل دانشگاهم قبلهام استاد است جانمازم نمره!
خوب ميفهمم سهم آينده من بيكاريست
من نميدانم كه چرا ميگويند مرد تاجر خوب است
و مهندس بيكار و چرا در وسط سفره ما مدرك نيست!
((چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد))
بايد از آدم دانا ترسيد! بايد از قيمت دانش ناليد!
وبه آنها فهماند كه من اينجا فهم را فهميدم
بيريانم دريادر ، يــــوله بولميرم
بيريانم غريبدر ، ديلـنه بيلميرم
يُولـُم ايـــراخدِر ، گــَلِه بيلميرم
ايـرَگـُم دُولدِر ، سنه گـُيرميرم
*************************
ترجمه :
يک طرفم درياست ، راه ندارم
يک طرفم غربته ، زبانشان را نمي فهمم
راهم دور است ، نمي تونم بيام
دلم تنگه ، تو رو نمي بينم
در پی دیدار تو جان مــــــــــــی دهم
این چنین من دل به جـــانان می دهـم
جان اگـــــــر باشد مطاعی نـــزد تـــو
یک اشـــــارت کن که من آن می دهم
سیل اشـــــــــــکم شد روان از هجر تو
چون به وصلت می رسـم جان می دهم
ای کاش کسی دلم ، دلم بردارد
یکـــــباره تـــــمام مشکلم بردارد
دیـــوانه زیاد و این دلـم می گوید
من منتظرم که عــــــــاقلم بردارد
سیه چشمی به کار عشق استاد ،
به من درس محبت یـــــاد می داد .
مــــرا از یاد بــــــــــرد آخر ولی من
بجز او عالمی را بــــــردم از یــــاد !
داد معشوقه به عـــــــــــــاشق پيغام
كه كند مـــــــــــــادر تو با من جنگ
هر كجا بيندم از دور كـــــــــــــــــند
چهره پر چين و جبين پــــــر آژنگ
پريشان كن سر زلف سياهت شــــانه اش با من
سيه زنجير گيسو بـــاز كن ديوانـــــــــه اش با من
كه مي گويـد كه مي نتوا ن زدن بي جـام وپيمانه
شراب از لــــعل گلگونت بده پيمـــــــانه اش با من
مگرنشنيده اي گنجينه در ويــــــرانه دارد جـــــــاي
عيان كـن گنج حسنت اي پري ويـــرانه اش با من
ز سوز عشق ليلي در جهان مجنون شد افسانه
تو مجنون ساز از عشقت مرا افســانه اش با من
بگفتم صيد كـــــــردي مرغ دل نيكو نگهــــــــدارش
سر زلفش نشانم داد و گفتــــــــــا لانه اش با من
ز تــــــــــرك مي اگر رنجيد از من پير ميخـــــــــــانه
نمودم تـــوبه زين پس رونق ميخــــــانه اش با من
مگو شمع رخ مـــــــــه پيكران پروانه هـــــــــــا دارد
تـــــو شمع روي خود بنمـــــا بُتا پروانه اش با من
پي صــــــــيد دل آن بلبل بــــــــــاغ صفــــــا ساقی
به گلزار صفـــــــا دامي بگستر دانـــــــه اش با من
گفتم نرو پر پر ميشم .... گفتي مي خوام رها باشم ....
گفتم آخه عاشق شدم .... گفتي ميخوام تنها باشم ....
گفتم دلم ..... گفتي بسوز ......
گفتم يه عمري باز هنوز .... گفتم پس عمرم چي ميشه ....
گفتي هدر شد شب روز .... واي دلم..م..م..م..م.
گفتم آخه داغون ميشم .... گفتي به من خوش ميگذره ....
گفتم بيا چشمام به تو .... گفتي آخه کي ميخره ....
گفتم منو جنس ميبيني .... گفتي آره بي قيمتي ....
گفتم يه روز تنها ميشي .... با من نکن بي حرمتي ....
گفتم صدام مي گيره باز .... گفتي به درد بسوز بساز ....
گفتم حالا که پير شدم .... گفتي که از تو سير شدم ....
گفتم تمنا ميکنم .... گفتي ميخوام خوردت کنم ....
گفتم بيا نشکن دلو .... گفتي فراموش کن منو...
اَلسَََّلامُ عَلَیکَ یَا اَبَا عَبدِالله الـحُـسَـیـن

راهي از نور شُد و قصّه اي ديگر آغــــاز
با قطار شتر و قـــــــــافله اي نــــو پرداز
تــا كه آگه كند آن قــــــافله ســالار ز راز
يا محّمد (ص) بشنو آيه ي حــــــق با اعجاز
امـــــر برگشت نِما و به وليّت پــــــــــــرداز
رفته و مانده از اين قـــــــــافله را جمع بساز
دست در دست علي شور و نــــوايي آغاز
شـــــاهد امّت بيعت شكن حيلت ســــاز
هر چند حال و روز زمين و زمان بد است
یك تكه از بهشت در آغوش مشهد است
حتي اگر به آخــــــــــر خط هم رسيده اي
آنـــــجا براي عشق شروعي مجدد است
***************************************
ولادت با سعادت ثامن الائمه علی بن موسی الرضا را به ولیعصر ( عج ) و
تمام شیعیان جهان تبریک عرض می نمایم .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|